|
ترجمه نقدهای راجر ایبرت
|
بازگشت وودی آلن به منهتن
نویسنده / کارگردان وودی آلن به آن فضای تاریک جنایی در "رویای کاساندرا" برگشته است . تریلری جنایی لندنی که نشان می دهد دوبرادر فقیر چه کاری را برای ثروتمند شدن (یا حد اقل نزدیک شدن به آن) انجام می دهند . یا عموی ثروتمند آنها چه کاری را برای آنها فراهم می کند تا از کم پولی به دور باشند . آلن فیلم تحسین شده "امتیاز نهایی" را که درامی بود درباره هوا و هوس ، تقدیر و شانس در سال 2005 ساخت . ولی این بار تهدش کمتر درباره زنان و مردان است و بیشتر درباره این است که چقدر وفاداریهای خانواده ، از هم گسیخته و دور می شوند . وودی آلن الان در نیویورک مشغول کارهای نهایی فیلم اسپانیایی اش است . فیلمی رمانیک / کمدی با بازی اسکارلت یوهانسن و خاویر بردم .
مصاحبه زیر برگرفته از سایت سینمایی پریمیر است .
پریمیر : این روزها مشغول چه کاری هستید؟
آلن : فعلا مشغول مصاحبه با خبرنگاران درباره "رویای کاسندرا" هستم ، چون اینجام و در دسترس هستم و می خواهم که با مردم هنگام اکران فیلم باشم .
پریمیر : ویرایش و میکس پروژه ی اسپانیایی تمام شده است ؟
آلن : کار ویرایش که تمام شده است و لی هنوز میکس آن مانده ف در واقع هنوز در اواسط میکس و تصحیح رنگ فیلم هستیم .
پریمیر : اخیرا یه جایی خواندم که استیون اسپیلبرگ برای هر برداشتش 5 نسخه آماده می کند . شما چطور ؟
آلن : نه ، من فقط یک بار کات می دهم و نه بیشتر و در تمام فیلم هیچ وقت دوبار کات نمی دهم . ممکن است صحنه ای را تغییر ، کوتاه و یا خارج کنم ولی اصولا اولین کات مستقیما فیلم میشود .
پریمیر : میگویند که شما بعد از کارهای اولیه فیلم دیگر فیلم هایتان را تماشا نمی کنید و میلی هم به دوباره دیدن آنها ندارید .
آلن : هنگامی که در حال کارهای آخری فیلم مانند ویرایش و میکس و ... هستم فیلم را مرور می کنم و بعد از چک کردن آنها احتمالا آخرین باری است که صدای فیلم را میشنوم .
پریمیر : هیچ وقت هنگام ساختن چنین فیلم های جنایی تصمیم گرفته اید که مزاح هایی را به آن بیافزایید تا از آن وجه تاریک و سرد اش کمی فاصله بگیرد ؟
آلن : در کل یک بار . در این فیلم چند صحنه کمیک و خنده دار وجود دارد . همانند "امتیاز نهایی" ، صحنه ای که جاناتان ریس سعی داشت که قبل از کشتن پیرزن اجزای اسلحه را به هم وصل کند ولی اجزای آن در می رفتند و او نمی توانست به خوبی آنها را وصل کند و درست در لحظه آخری موفق به این کار می شود . این جا هم یه همچین چیزی هست . برادرها می خواهند مردی را بکشند ولی کالین فارل می گوید " بیایید اول با مادرش صحبت کنیم ، بعد او را بکشیم" .
پریمیر : من مطمئن هستم که این روزها شما کنترل زیادی را رو فیلم هایتان دارید . ولی آیا شما زیر فشار هستید برای قراردادن بعضی چیزها درون dvd .
آلن : نه ، زیر هیچ گونه فشاری نیستم و هیچ کس هم چنین پیشنهادی نمی کند . من فیلم رو میسازم ، میدم بیرون و بعد آنها هم آن را توی dvd میذارند . همواره از من میپرسن که چیزی برای قرار دادن توی dvd دارید؟ ولی من اغلب ندارم . و از کسانی هم نیستم که روی فیلم هایشان هنگام پخش فیلم توضیح قرار می دهند .
پریمیر : درباره چیزهایی که طرفداران شما دوست دارند چطور؟ مثلا مانن صحنه های اضافی آنی هال . همان صحنه بازی بسکتبال .
آلن : نه دیگه اینچنین چیزهایی وجود ندارد . فکر کنم آن صحنه ها همان 20 سال پیش نابود شده اند .
پریمیر : جدا؟ پس درباره صحنه های اضافی چطور؟
آلن : ما برشهای ابتدایی که خذف شده اند را نگه میداریم ولی وقتی کمکم تعداد آنها زیاد شد ، دورشون میندازیم .
پریمیر : بریا شما مهم است که فیلم هایتان را کجا نمایش می دهند ؟ مثلا روی پرده بزرگ یا تلویزیون ؟
آلن : بله . ترجیح می دهم که فیلم هایم روی پرده بزرگ نشان داده بشه . این برای تمام فیلم ها صادق است . مثلا بعضی ها در اتاقی با تلویزیونی بزرگ نشسته اند و فیلم را با سطح کیفیت بسیار بالا و تصویر بزرگ نگاه می کنید و فرق زیادی هم با سینما ندارد ولی حقیقت این است که فیلم برای سینما ساخته می شود . تصاویری بزرگتر از سینمای خانگی با بیننده هایی که در خلال فیلم درباره آن نظر می دهند ، می خندند و یا سروصدا می کنند . این یک تجربه اجتماعی است . خب ، من دوست ندارم از ابتدا آن را از طریق dvd ببینند ولی کاری نمیشود کرد چون فرهنگ تغییر کرده است .
پریمیر : شما الان در منهتن هستید و در حال تدارک فیلم بعدیتان در نیویورک بعد از ساختن چند فیلم در خارج . چطور چنین تصمیمی گرفتید؟
آلن : دلم برای نیویورک تنگ شده بود . من اولین فیلم خارجی ام را (امتیاز نهایی) در لندن ساختم بخاطر اینکه از نظر مادی هیچ کمبودی نداشتند . من فیلم نامه را برای نیویورک نوشته بودم و آماده میشدم که آن را اجرا کنم ولی از لندن بهم پیشنهاد شد که بودجه کافی را در اختیارم میگذارند و فیلم را در آنجا بسازم . فورا به آنجا رفتم . تجربه بسیار خوبی بود زیرا هم هوا مساعد بود و هم آسمان هم خاکستری بود و برای برداشت ها مناسب بود . تابستان بعد هم به آنجا برگشتم و چند صحنه کوتاه را با اسکارلت که برای شخصا خودمان بود فیلم برداری کردیم . بعد از آن دوباره به لندن برگشتم و رویای کاساندرا را ساختم . از بودن در لندن لذت می بردم و از جنبه مالی هم مشکلی نداشتم . بعد از بارسلونا بهم پیشنهاد شد که می خواستند فیلمی را در آنجا بسازم . آنها هم پیشنهاد مالی خوبی کردند و من هم قبول کردم و این تابستان را در آنجا کار کردم .
پریمیر : تمام اینها کاربردی بود ؟
آلن : بله ، کاملا . الان می خواهم که فیلم بعدی ام را در نیویورک به مدت 8 هفته یا بیشتر بسازم . ولی بستگی دارد به این که چی میسازم . من به سادگی می توانم در کشورهای دیگر فیلم بسازم چون پول کافی در اختیار من می گذارند و اگر بتوانم پول کافی را به دست بیاورم آن را حتما در نیویورک میسازم .
پریمیر : آیا اسکارلت یوهانسن به نوعی شاگرد شما محسوب میشوند؟
آلن : اسکارلت دختر بسیار بسیار با استعدادی است . او خیلی زیبا ، زیبا رو ، مستعد و خیلی طرفدار دارد . او میتواند فیلم های کمدی و درام را بازی کند و در فیلمی که در طول تابستان گذشته در بارسلونا ساختم او فوق لعاده بود . واقعا از کار کردن با او لذت می برم و هروقت که در فیلم نامه هایم جایی برای او پیدا کنم حتما بهش خبر می دهم چون الان خیلی با او دوست شده ام . کار کردن با او بسیار آسان است و همیشه خودش را در اختیار کارگردان قرار می دهد (!) . و هر وقت قسمتس برای او باشد اول به او خبر می دهم بعد به دیگران .
پریمیر : این روز ها برای دیدن فیلم به سینما می روید ؟
آلن : من خودم یک سینمای شخصی ، جایی که فیلم هایم را ویرایش می کنم دارم و معمولا فیلم ها را در آنجا می بینم . دستیارم بهم خبر می دهد و فیلم ها را در آخر هفته به امانت میگیرد . منم ماند بیشتر آمریکایی ها دوست دارم که در آخر هفته ها فیلم ببینم .
پریمیر : چطور مگه ، آن جو حاکم بر سینما را دوست ندارید؟
آلن : نه اینطور نیست . در طول این سالها کمی تنبل شده ام . سینما درست نزدیک خانه ماست و به راحتی می توانم آنجا بروم . تماشا کردن فیلم را در سینمای واقعی را دوست دارم . دیدن فیلم روی پرده بزرگ ، کیفیت صدای خوب ، و تمام این چیزها را دوست دارم . بعضی وقتا هم با همسرم به سینمایی خلوت می رویم و فیلم ها را می بینیم و خیلی هم کیف می کنیم .
در ضمن این آخرین پستم در سال ۸۶ است . امیدوارم ازش لذت ببرید
نوروز خوش
ترجمه:فرید عباسی