|
ترجمه نقدهای راجر ایبرت
|
کارگردان : وادیم پرلمان /نویسنده :امیل استیم براساس رومانی از لورا کاسیشکی / تهیه کننده : مارک بوتان / موسیقی : جیمز هارنور / بازیگران : اوما تورمن ، ایوان راچل وود / ژانر : درام ، هیجانی / مدت زمان : 90 دقیقه
سید اسمیث / شیکاگو تریبیون
زندگی پیش چشمان او فیلمی زیبا ، ترسناک ، تلخ و عجیب است .
فیلم همچنین پایانی سورپرایز کننده همانند فیلم "حس ششم" را دارا است ولی تمام فیلم به نظر یک دست گرمی می رسد برای رسیدن به نتیجه نهایی . این فیلم که توسط وادیم پرلمان کارگردان مستعد فیلم "خانه ای از شن و مه" کارگردانی شده است . "زندگی پیش چشمان او" فیلم ناامید کننده است . فیلم به آسانی از اصول احساساتی استفاده می کند و خیالات روانی و درونی را زیاد به کار برده است .
موضوعات منحرفه زیادی در داستان گنجانده شده است ، شامل سقط جنین ، تقدیر و زنا . مثل این می ماند که بیننده را نا امید کند ، گیج کند و یا به سادگی احساس پوچی کنند . به مانند مکعب روبیک سینما مانندی که وقتی در حال تماشای آن هستید ، احساس تعجب می کنید که چرا آن همه زحمت دیدن فیلم را متحمل شده اید .
داستان که از رمان لورا کاسیشکی است ، زنی را در دونمای جداگانه به فاصله 15 سال نشان می دهد . ایوان راچل (در عرض جهان) نقش دایان 17 ساله را بازی می کند . او در دستشویی مدرسه همراه با بهترین دوستش مائورین (اوا آموری دختر سوزان ساراندون) گیر کرده است . تا هنگامی که صدای جیغ و داد آنها به بیرون می رسد. یک جوان تفنگ به دست رو به دختران می گوید که یکی از آنها ، نه هردویشان ، باید کشته شود . هر چند که ما زود می فهمیم که در حقیقت او مسئول قتل عام مدرسه بوده است . و نتیجه قطعی آن صحنه دستشویی تا آخر فیلم فاش نمی شود .
در ضمن فیلم زندگی دایانا را در 15 سال بعد دنبال می کند . این بار اوما تورمن نقش او را بازی می کند و هنوز درباره آن اتفاق وحشت زده است . او هنوز با به یاد آوردن آن خاطره های قدیمی مدرسه بیم ناک است و رنج می کشد . او الان به عنوان یک معلم ، پر تلاش است و از مشکلاتی که در خانواده اش وجود دارد به ستوه آمده است و از همه مهمتر وضعیت نگران کننده دخترش است . دخترش اخلاقی سرکشانه دارد و چنان رفتار می کند که روزی مادرش در جوانی اینطور بود . به عقب رفتن و دیدن دو دوره زندگی او ، فیلم در شخصیت او کنکاش می کند . هنگامی که جوان بود با مادری مجرد و موقعیتی نسبتا خوب ، موقیتش را به مبارزه می طلبد ، تحصیلاتش را خوار می شمرد ، و در زمانی که او در آرزوی یک زندگی عرفی تر است .
پرلمان کاملا رمان را اقتباس کرده است ، تورمن بازی عالی را به نمایش می گذارد ، آموری و مخصوصا وود ، دو بازیگر جذابی که بازیهای متقاعد کننده ای به عنوان دو دختر جوان به نمایش می گذارند . دوربین کند پرلمان بیشتر نماهای بسته (کلوزآپ) را از بازیگران می گیرد و نماهایی بلور مانند ، مثل اینکه به دوربین آب پاشیده اند .
برای تمام حساسیت و رئالیسم در کاراکتر ها ، وقایع یک درد رنجش آور و دستکاری شده که چند نوع مریضی از روی اعتقاد می تواند که یک زن بیچاره را در محاصره قرار بدهد . دایانا چیزی از زن بودن است . مطمئنا ، مسائل مذهبی در فیلم زیر سوال می روند . دایانا و مائورین درباره خدا و زندگی بعد از مرگ بحث می کنند ، و سقط جنین دایانا یک زیر داستانی را درباره حق زندگی مناظره می کند . اما در آخر ، برای تمامی زیبایی و درخشندگی اش ، برای تمام ماجراهای زیرکانه اش ، "زندگی بسیار واضح تر از آن است که باور شود" .
فیلم "زندگی پیش چشمان او" دومین فیلم بلند وادیم پرلمان بعد از فیلم "خانه ای از شن و مه" (2003) ، فیلمی پر سرو صدا است . منظورم این است که اگر چنانکه فیلم خانه ای از شن و مه را ندیده اید ، این فیلم چیزی بزرگتر از آن است . اما "خانه ای ...... " توازنی (یه جورایی بطور نا پایدار) را مانند لبه چاقو درفیلم با قی گذاشته بود که می توانست تراژدی را به اعمال پیش پا افتاده تبدیل کند ، اما ماجرای این فیلم به همان اندازه نمی گذرد و بیننده را تنها در همان زمان ابتدایی فیلم با آن مفاهیم قلمداد شده ، پای تلویزیون میخکوب می کند .
فیلم از رمانی اثر لورا کاسیشکه اقتباس شده است ، ایوان راچل وود و اوما تورمن همان کاراکتر ها را به فاصله 15 سال جدا بازی می کنند . هردو اجراهای خیلی خوبی را به نمایش می گذارند ، چنانکه اوا آموری (که هیچ وقت بیشتر از این شبیه مادرش ، سوزان ساراندون نمی شود) نقش مائورین را که بهترین دوست نوجوان دایانا است را بازی می کند . دایانا و مائورین دو جفت قسم خورده کلاسیک هستند . مائورین دختر خوبی است (و درباره این خودبین نیست) . در حالی که دایانا یه کم شیطون است ، در سالن دختران سیگار می کشد ، میانه اش با شیک پوشها خوب نیست ، بکارت اش را به مردی ژولیده و ناهنجار و مسن تر از خودش که گربه این را در آپارتمانش نگه می دارد ، می دهد و کارهایی از این قبیل .
در ابتدای فیلم هر دو در سالن دخترانه دبیرستانشان گیر افتاده اند و با پسری رو به رو می شوند که آنها را وادار به سکوت می کند و به آنها می گوید که می خواهد یکی از آنها را بکشد .
بعد از آن ما با اوما تورمن رو به رو می شویم ، دایانای او حالا یک زن ، مادر و یک معلم تاریخ هنر در همان شهر است . و البته او از بیاد آوردن خاطره هایش عذاب می کشد و با تصاویری لرزان و ترسناک احاطه شده است . عضی وقتها درخششی هست ، بعضی وقتها او چیزهایی را می بیند ، یه جای کار می لنگه و این همان چیزی است که او احساس می کند .
وود و آموری ارتباط مرکزی موثر فیلم را می سازند ، خود فیلم روی موضوع بیش از حد تمرکز می کند و این آدم را عصبی می کند . تا اندازه ای این موضوع داستان است که ----- ، شاید این فاسد را تشکیل دهد که ..... ، خوب بر حذر باشید که در فیلم ، انتخاب سوفی با حادثه ای در پل جغد ملاقات می کند و او هم کلمباین را می بیند .
ولی این همچنین کارگردانی پرلمان است با یک حرف بزرگ "ک" .
---------------------------------------------------------------------------------------
"نگاهی به گذشته"
کنتسی از هنگ کنگ
فیلم کنتسی از هنگ کنگ محصول سال 1967 به کارگردانی چارلز چاپلین است و بازیگرانی نظیر مارلون براندو و سوفیا لورن در آن ایفای نقش کرده اند . فیلم آخرین فیلم چارلی چاپلین چه در مقام بازیگر و چه در مقام کارگردان است . (87 مین فیلم در مقام بازیگر ، 75 مین فیلم در مقام کارگردان و 60 مین فیلم در مقام نویسنده) . البته چارلی چاپلین در مقام بازیگر فقط نقش بسیار کوتاهی به عنوان یک پیشخدمت دارد و چند ثانیه ای بیش در فیلم نیست . چارلی چاپلین در سال 1957 فیلم سلطانی در نیویورک را ساخت و با فاصله ی زیاد ده ساله در سال 1967 این فیلم را ساخت و با ساختی این فیلم کارنامه هنری اش را بست و ده سال بعد از این فیلم یعنی در سال 1977 به علت کهولت سن در منزلش در سوئیس فوت کرد . فیلم داستان بسیار ساده و سر راستی دارد و کمدی شیرین و روانی از دل آن در آمده است . داستان فیلم از این قرار است که سفیر آمریکا (مارلون براندو) برای انجام کاری به هنگ کنگ می رود و در آنجا ماندگار می شود . او در حین بازدید از هنگ کنگ در طی یک مراسم با چند تا کنتس آشنای می شود . بعد از اتمام ماموریتش در هنگ کنگ عازم آمریکا می شود . یکی از کنتس ها (سوفیا لورن) دزدکی در کابین او قایم می شود و می خواهد هر طور که شده است خود را به آمریکا برساند . کشتی به دریا می زند و به سوی آمریکا راه می افتد . مارلون براندو او را می بیند و از دیدنش شوکه می شود و می خواهد دستوربدهد که کشتی را نگه دارند و او را به داخل کشور باز گرداند . سوفیا لورن با خواهش و تمنا و چاپلوسی دل او را به دست می آورد و او را از انجام این مهم باز می دارد و مارلون براندو هم شرط می گذارد که نباید هیچ کسی او را ببیند . او هم شرط را می پذیرد و در اتاق مارلون براندو می ماند . خوب همین طور که خواندید داستان بسیار ساده است و بیشتر با طنز موقیت از همان نوع خود چارلی چاپلین پر شده است و صحنه های خنده داری در فیلم به وجود آمده است . هم مارلون براندو و هم سوفیا لورن بازیهای قابل قبولی را انجام داده اند و همراه با کارگردان چارلی چاپلین فیلم دلنشینی را درست کرده اند . پیرامون فیلم حواشی زیادی است که می گویند مارلون براندو هیچ وقت از دستورات چارلی چاپلین پیروی نکرد و صرفا خودش به میل خودش بازیش را انجام داد . در حین این سفر ماجراهای جالب و خنده داری برای آنها پیش میاید که دیدنش خالی از لطف نیست . تمام فیلم هم در استودیو ساخته شده است و هیچ لوکیشن خارجی ندارد . نمی دونم چرا این فیلم را انتخاب کردم ولی فیلمی با این همه ستاره فکر کنم دیدنی باشه ………..
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
عکس ها
عکسی زیبا از آل پاچینو به مناسبت سالروز تولدش
عکسی جالب از بازیگران فیلم چند مرد خوب
عکسی بسیار زیبا از پل نیومن