تبليغاتX
نقد فیلم های روز سینما
ترجمه نقدهای راجر ایبرت

 

 

 

در دره ی الله                  September   14    2007  

من اصلا تام لی جونز را نمی شناسم . بذارید شفافتر بگم . من در جشنواره ی کن مصاحبه ای با او داشتم ، یکی از آن بحث های متفاوت .او از این کار خوشش نیامد . در میان سوالات و مثل یک بچه مدرسه ای در برابر مدیر مدرسه دستهایش را به هم می فشارد. آن برای من مثل یک راز می ماند ، من هم می خواهم در احساساتش شریک باشم . من سعی می کنم که بفهمم چرا او چنین هنر پیشه ی عالی است.

به خطهای دور چشمش نگاه کنید . او نگران به نظر می رسد زیر فشاری که بر خودش وارد می کند . مردی که درد را حس کرده است. به صورتش نگاه کنید به نظر می رسد که دردی را پنهان می کند .  او خیلی لبخند نمی زند و وقتی هم که لبخند می رند زورکی است. به صدایش گوش کن از اعتبار و تجربه پر شده است. آیا اینها علامت های یک مرد سرد و گرم چشیده نیستند ؟

پل هاگیس در دره ی الله را بر اساس شخصیت تام لی جونز ساخته است. و به خاطر همین  هم است که اینقدر خوب از کار درآمده است . اگر بازیگری دیگری به جای او می بود شاید سعی میکرد که با تمرینات زیادی این نقش را ایفا کند . ولی جونز تقریبا هیچ کاری نمی کند ، او واقعا خودش است و تجربه های زیادی را هم برای این کار دارد . او نقش یک کهنه سرباز ویتنامی را به نام هنک دیرفیلد ایفا می کند.و حالا هم در یک شرکت حمل و نقل ماسه کار می کند . او از طرف ارتش پیامی دریافت می کند که پسرش مایک از جنگ عراق برگشته است و لی در منطقه فورت راد گم شده است . به نظر یه جای کار می لنگد . او به زنش جوانا (سوزان ساراندون) می گوید که می رود به اطراف تا سروگوشی آب بدهد.

او به یک هتل ارزان سر می زند و تحقیقاتش در منطقه ی فورت راد او را به میکده ها ، خانه های مرغی ، ایستگاه پلیس محلی ، به بیمارستان و حتی مرده خانه ی ارتش می کشاند . جایی به وسائل یک نفر را که سوخته شده است می رسانند و او وقتی آنها را می بیند می فهمد که آنها وسایل پسرش هستند و بعد درحالی که خیلی گیج شده انجیل و موبایل پسرش را از آنجا بر می دارد . گوشی تقریبا بر اثر گرمای زیاد خراب شده است ، ولی یکی از دوستانش که وارد است ویدیوهای داخل حافظه گوشی را بازیابی می کند تا ببیند چه چیزی ضبط کرده بود. "نگاهی به جهنم"

شرح دادن تمام جاهایی که او سر زد بیهوده به نظر می رسد . من ترجیح می دم درباره پل هاگیس و نویسنده ای که با هم فیلم نامه را نوشته اند حرف بزنم . درباره توانایشان . ویولون زنی را تصور کن که توسط یادداشتی از سوی رهبر ارکستر سازش را کوک می کند . پل هاگیس به عنوان کارگردان آن یادداشت را از جونز می گیرد و بقیه بازیگران هم سازشان را با او کوک می کنند. چارلیز ترون  به عنوان کاراگاه قتل ،جیسون پاتریک به عنوان پلیس ارتش ، ساراندون به عنوان زن دیر فیلد .  

هیچ کدام از بازیگران این فیلم تا حالا از این بهتر نبوده اند . شاید اگر کارگردانی دیگراز آنها در فیلم های زرق و برق دار استفاده می کرد و به راحتی جواب هم پس می داد. چارلیز ترون به راحتی می تواند نقش زنهای سکسی را یازی کند ، پاتریک می توانست نقش یک کارمند خوش تیپ را اجرا کند ، ساراندون می توانست نقش یک زن آشفته را بازی کند . یا آنها را به هر طریقی می خواستی بچینی . ولی هاگیس نظرش طوری دیگر بود.

چارلیز ترون قطعا یکی از ستاره های فیلم است . او نقشش را بسیار طبیعی اجرا کرده است . او به تمام واکنش های سکسی که در اداره پلیس به او می شود بی اعتنایی می کند . هیچ رابطه ی جنسی با کسی دیگر ندارد . او با دیرفیلد احساس همدردی می کند و روی پرونده او کار می کند و در نهایت او فقط کارش را انجام می دهد و پسر کوچکش را بزرگ می کند .

من فکر نمی کنم که صحنه ای بازیگری در فیلم باشد که از طرف منتقدی رد شده باشد . وقتی ساراندون که پسرش را از دست داده  ، حالا می بیند که هر دوی آنها را از دست داده . چیزی که او به همسرش در تلفن می گوید با احساسی تلخ پر شده است و این احساس را طوری بیان می کند که از عهده ی خودش بر می آید. فیلم درباره قصد (deterrmination) است . و اثراتی که جنگ یک مرد را عوض می کند . در پایان ما اوجی را نمی بینیم  فقط خاتمه می یابد.

این لحن فیلم جنگ را مورد بررسی قرار می دهد . آنهایی که می گویند "در دره ی الله" فیلمی ضد جنگ در عراق است توجهی به این ندارند که فیلم به جنگی درحال انجام است فحش نمی دهد . هنک دیرفیلد مخالف سیاستهای جنگی نیست او فقط می خواهد بداند که چطور پسرش آن همه راه را از عراق تا خانه برگشته است ناگهان او را در قطعه هایی زغال شده در یک مزرعه پیدا می کنند.

پل هاگیس این روزها فیلم های خوبی می سازد.او فیلم تصادف را کارگردانی کرد و فیلم نامه ی محبوب میلیون دلاری را نوشت که برای هردوی آنها برنده ی جایزه ی اسکار شد.او همچنین برای نوشتن فیلم نامه ی نامه هایی از ایو جیما نامزد اسکار شد. او و تمام همکارانش فیلمی ایده آل را درست کرده اند . که ما را زیاد احساساتی نمی کند فقط ما را به چالش می کشاند. من داشتم فکر می کردم که چه کس دیگری می توانست به جای جونز این نقش را ایفا کند . الان می بینم که واقعا به کس دیگری نمی توانم فکر کنم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 22:14  توسط فرید عباسی  |