تبليغاتX
نقد فیلم های روز سینما
ترجمه نقدهای راجر ایبرت

جنگ چارلی ویلسون          Charlie wilson’s war

 

گفته میشه که جنگ چارلی ویلسون از روی حقیقت درست شده است و من دلیلی برای شک داشتن به آن نمی بینم . تام هنکس در فیلم نقش یک جمهوری خواه به نام چارلی ویلسون را بازی می کند ، کسی که الکل زیاد مصرف می کند و از یک لیبرال از تگزاس در مورد شکست شوروی در افغانستان شکست خورده است . بله شوروی عقب نشینی کرد ، دیوار برلین فرو ریخت ، جنگ سرد تمام شد و رونالد ریگان تمام اعتباراتش را به دست آورد . عملیات ویلسون چطور اتفاق افتاد در حالی که کسی از آن با خبر نبود ؟

 

تمام چیزهایی که اتفاق افتاده است در فیلمی کمدی سیاسی که توسط مایک نیکولز کارگردانی شده و توسط آرون سورکین نوشته شده است می بینید .  چارلی  ویلسون که زندگی نامرتبی دارد ولی در کنگره شخصیتی محبوب دارد به خاطر اینکه او هرگز به نفع خودش در کنگره کاری را انجام نداده است . جدا از آن هیچ کس در خانه منتظر او نیست که به عنوان همدم برای پسری پیر باشد در ضمن  چارلی دوست دارد که در وان داغ با یکی همصحبت باشد بدون داشتن مشروب در دستش .

 

چارلی موضعی نرم برای شخص طراز اول میلیونر جناح راست  هیوستن به نام جوانا هیرینگ (جولیا رابرتز ) دارد . جوانا بعضی وقتها در میزگردهای تلویزیونی ظاهر می شود . او از کمونیست ها متنفر است و می خواهد جلوی کشتن افغان های شجاع را در افغانستان  بگیرد .

 

جوانا به چارلی گفت که افغانها به سلاحهایی نیاز دارند که توسط آنها هلکوپتر های شوروی را منفجر کنند . از وقتی که چارلی در کمیته تعیین بودجه دفاع بود  ، گزینه  خوبی برای کمک به جوانا و افغانها بود . مشکل اینجا بود که آمریکا نمی خواست سلاحهای ساخت آمریکا در افغانستان پیدا شود و راه حل جوانا این بود : اسرائیلی ها  جنگنده های خوبی برای مقابله با هواپیماهای  شکاری شوروی  دارند ، پس ما می توانیم از آنها برای کمک به افغانها  از طریق کانالی در پاکستان استفاده کنیم ؟  چارلی با تعجیب می پرسد : چی؟ پاکستان و اسرائیل با هم کار کنند ؟

 

جوانا ترتیب ملاقات چارلی با دوستش ژنرال زیا  دیکتاتور ارتشی در پاکستان را می دهد ، که به اندازه جوانا او هم از شوروی نفرت دارد . ژنرال زیا  چارلی را به میان کمپ های اندوه بار مهاجران افغانی در پاکستان می فرستد . چارلی مردی را در CIA پیدا می کند که واقعا می تواند به او کمک کند . مردی شکم گنده ، آلوده به سیگار ، معتاد به الکل به نام گاست اوراکوتس ( فیلیپ سیمیور هافمن) با یک سبیل گنده . گاست با اسرائیل صحبت می کند .

آنها به پول احتیاج دارند . ایالات متحده برای جنگجویان مبارز افغان تنها 5 میلیون دلار در سال که رقم  بی ارزشی است را تصویب کرده بود . ولی چارلی که آدم محبوب و فعالی بود توانست بودجه را تا یک میلیارد دلار در سال افزایش بدهد . این کار با استفاده از مقداری حرفهای دیپلماسی و بردن یک رقاص از تگزاس به کنگره بود و چارلی موفق به این کار شد .

 

می گویند که همه اش حقیقت دارد . خانم جوانا که قبلا خانم سلطان و بعدا خانم دیویس شد هم موافق است . میتوانید از وب سایش به نشانی joanneherring.com  . او در خانه ای در ورنون به دنیا آمد . و خیلی هم شبیه جولیا رابرتز نیست . چیز قابل توجه درباره همکاری نیکولز و سارکین این است که آنها این هزارتو را نه تنها قابل درک بلکه خنده دارش کرده اند . این کار آمریکایی ها در افغانستان قابل ستایش بود و متاسفانه جنگجویان مبارز در آخر همان دارودسته ی طالبان می شوند . و مقداری از همان سلاحها بر علیه هلکوپتر های آمریکایی استفاده می شود .

شاید فکر کنید انتخاب تام هنکس در نقش یک آدم جذاب اشتباه بوده است . همینطور دنیس کواید یا وودی هارلسون . ولی تام هنکس چیزی منحصر به فرد را به نقش می آورد . او نقش مردی خسته را بازی می کند که  از دخترها و مهمانی ها خسته شده است و به دنبال چیزی می گردد که معنی  و مفهوم را به کارهایش ببخشد .  چارلی و گاست با هم رفاقت خوبی دارند . گاست سالهاست که برای تصویب بودجه برای افغانها در  CIA  می جنگد .

نیکولز  جاهایی از فیلمش را با  خوشمزگی هایی غیر اجباری پر کرده است . فرشتگان چارلی اینجا هستند  اتاق چارلی از زنان خوش هیکلی پر است . همکار ویژه و دوست داشتنی چارلی که نقشش را آمی آدامز بازی می کند همیشه اتاق را بعد کارهای چارلی تمیز ، به او نصیحت هایی خوب ، برنامه روزانه  او را آماده  و به او عشق می ورزد . حضور هافمن هم مانند آتشفشانی خاموش در فیلم حس می شود . سخت است که ببینید چطور چارلی جنگ سرد را بدون او به پایان رساند . باید ریگان از چارلی ویلسون ممنون می بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 22:10  توسط فرید عباسی  |