تبليغاتX
نقد فیلم های روز سینما
ترجمه نقدهای راجر ایبرت


منتقد: راجر ایبرت
مترجم: فرید عباسی

من متحیر از بازی شان پن هستم. قبل از دیدن “میلک” خیلی وقت پیش نبود که دوباره فیلم “قدم زدن مرد مرده” را دیدم. در سینما معدود کاراکترهایی وجود دارند که، می‌توانند متفاوت باشند و معدودی از آنها می‌توانند، واقعی به نظر رسند. پن کاراکتر را با نهایت توجه به جزئیات خلق می‌کند و در آن روح می‌دمد.. در این فیلم او کاراکتری را به وجود آورده است که بنظر با کل آمریکا متفاوت باشد و آن را بسیار باورپذیر از آب درآورده است. اما چه چیزی این کاراکتر را متفاوت می‌سازد؟ بعضی از ماها شاید بر این بحث کنیم که در اینجا با یک فرد هم جنس باز روبرو هستیم. اما من اعتقاد دارم که در اشتراکات، بسیاری از ما شبیه به یکدیگر هستیم.

در سال ۱۹۷۷ هاروی میلک اولین اولین کسی بود که گرایش درونی خود را علنا اعلام کرد  و به سمت یک مقام دولتی در ایالات متحده منصوب شد. بله اینطور بود. چرا همه ما نمی‌توانیم آن‌چیزی باشیم که خود ترجیح می‌دهیم؟ میلک الگوی قدرتمندانه‌ای برای گرایشهای مانده در خفا بود که و این الهام را در کشور پروراند که از بین خانواده، دوستان و همکارانتان بیرون بیایید تا این دنیای آشکار بتواند از تابو کردن و بد یمن نشان دادن یک ایده به اصلاح کثیف، دست بردارد. جنبشی که او به راه انداخت بسیار قدرتمند بود و او به “الهام”ی تبدیل شد که به عقیده من طرز تفکر او، اکنون بسیار بیشتر مورد توجه قرار میگرد .

فیلم گاس ون سنت با هاروی ملِک در سن ۴۸ سالگی و تامل بر نوار کاستی از او که روایت گر سفر شخصی او از ۴۰ سالگی است، آغاز می گردد. در آن زمانه یکنواخت، او از زندگی ناامید و سرخورده شده بود و در آن هنگام بود که واقعا تصمیم خود را مبنی بر انجام دادن کاری متفاوت، به کرسی نشاند. او یک محقق دانشگاه و یک جمهوری‌خواه گلد واتر بود. او به عضویت انجمن تئاتر هیپی دهکده گرینویچ در‌آمد و از آنجا بود که درهای نیمه باز را باز کرد و بطور آزمایشی صدایش را بلند کرد. او عاشق اسکات اسمیت (جیمز فرانکو) بود. آنها به سان فرانسیسکو نقل مکان کردند و یک مغازه دوربین فروشی در سایه‌سار سینمای کاسترو باز کردند و در آنجا شاهد این بودند که حتی بزرگترین و رساترین صدای انجمن  همنوع خواهان آمریکا مرتبا زیر آزار و اذیت پلیس است.

هاروی زیاد وارد سیاست نمی‌شد ولی به این سمت سوق داده می‌شد. او سه بار برای به دست آوردن منصب سرپرستی قبل از اینکه در سال ۱۹۷۷ انتخاب شود، تلاش کرد. هاروی تلاش می‌‌کرد که حقوق افراد با گرایش مورد نظرش را در کشور بشناساند و سازماندهی این کار بر عهده او بود. او به یک شخصیت شناخته شده تبدیل شد و انجمنی را با برچسپ “SOAP” هدایت کرد. او یک اتحاد را با لیبرال‌ها، متحدها، کارگران، معلمان، لاتین‌ها، سیاه پوستان و دیگران برقرار کرد. تبلیغات او در سطح عام همه گیر شد. به یک سخنران آتشین تبدیل شد. هاروی قبل از اینکه به سرپرستی یک مقام دولتی برسد، به عنوان شهردار خیابان کاسترو شناخته شده بود. او یک سخن‌پرداز محکم بود که سعی داشت کسانی همچون آنیتا بریانت را که به شدت از هم جنس بازی متنفر بود را به چالش بکشد.


 “میلک” از روی فیلم‌نامه اوریژینال داستین لانس بلک ساخته شده و داستان برخاستن یک قهرمان و تبدیل شدن او از یک هیپی ناراضی میانسال به یک سمبل ملی را بیان می کند.. هاروی حتی بعد از اینکه در سیاست غوطه‌ور شد همچنان با اسکات اسمیت ، دوست باقی ماند. میلک در برقراری رابطه با پوپی(poppy) های نادان، بی‌انگیزه بود. همانند کلو جونز (امیلی هریش) که به یکی دیگر از موسسان انجمن تبدیل شد و جک لیرا (دیگو لونا)، یک آمریکایی مکزیکی که بطور مضحکی به زندگی سیاسی میلک، حسادت می‌ورزید. در این بین یک چیز عرفی این است که میلک رابطه اش را با لیرا به هم بزند اما او از روی احتیاط و الزام از او حمایت می‌کرد.

فیلم داستان هاروی میلک را به عنوان یک زندگی دگرگون شده، یک پیروزی برای آزادی‌های فردی و یک انگیزه سیاسی و اجتماعی، بیان می‌کند. در اواخر فیلم برداشت خارق‌العاده ای وجود دارد. یک راهپیمایی با مردمی شمع به دست گرفته که تا چشم کار می‌کند طولانی و مزدحم است. این برداشت کاملا واقعی است و احساسات همه را برمی‌انگیزاند و به عنوان نتیجه تصمیمات یک مرد در زندگی، نشان داده می‌شود.

شان پن هیچ وقت سعی نمی کند که هاروی میلک را مانند یک قهرمان نشان دهد و اصلا احتیاجی هم به این کار نیست. او هاروی را به عنوان یک فرد عادی، مهربان، بامزه، باهوش و آرمانی می‌سازد که در حسرت دنیایی بهتر است. او نشان می‌دهد که چطور یک مرد معمولی می‌تواند به موفقیت دست یابد. میلک یک شخصیت بجا در مکانی بجا و در زمانی بجا بود و همچنین گل سر سبد ماجرا. روزا پارکز هم همینطور. بعضی اوقات و در لحظاتی ناب، تمام اتفاقات صرفا برای بلند ساختن و یا سرجانشاندن کسی صورت می‌گیرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منتشر شده در مجله آدم‌برفیها

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:53  توسط فرید عباسی  |